تبلیغات
BGSs - تابستون: روزهای آخر :(

مرتبه
تاریخ : شنبه 25 شهریور 1391

به قول Z bazi:

تابستون کوتاهه، ما تا میتونیم پیش هم می مونیم

دوستای صمیمی، کارای قدیمی، اینجا ما همینیم...

چه اول مهر تلخی! ای کاش شما هم بودین، تا سال جدید رو با هم تو دبیرستان صهبا شروع میکردیم... با هم ناهار میخوردیم، با هم زنگای نماز تو یه کلاس جمع میشدیم و میزدیم و می رقصیدیم... و با هم معلمارو اذیت میکردیم!

بگذریم، ایشالا هر کدومتون هر مدرسه ای که میرین، به اون چیزی که میخواین برسین و موفق باشین :) و البته کارنامه هاتون پر از نمره های طلایی باشه! از این دعاهای کلیشه ای که رد شیم، امیدوارم هر جا که میرین، روزهای راهنمایی و بچه های راهنمایی هیچ وقت یادتون نره...! جوری نشه که اگه ده سال دیگه ازتون پرسیدن "شکور" کلی فکر کنین، و تازه اگه من خوش شانس باشم، بعد از کلی تفکر یادتون بیاد که یه روزی یکی بوده به اسم "شکور"!

تابستون خیلی زود تموم شد، همیشه زمان خیلی زودتر از انتظار ما میگذره. دعا میکنم خاطره ها و خنده ها و گریه هامون، یادمون بمونه. دعا میکنم هر از چند گاهی، یاد حماقت هامون بیفتیم و بخندیم، و آرزو کنیم ای کاش بشه یه بار دیگه با هم باشیم، تا کارایی که دوس داریمو انجام بدیم، بدون این که فکر کنیم قراره دیگران بهمون بگن "دیوونه"!!!!! 

اگه بدی از من دیدین، حلال کنین... امیدوارم تو ذهن تک تکتون خاطره ی شیرینی از من بمونه!

شکور



ارسال توسط فاطمه شکوری راد
آرشیو مطالب
نظر سنجی
محبوب ترین وبلاگ دنیا کدام وبلاگ است؟




صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی