تبلیغات
BGSs - جکایتی از جناب م

مرتبه
تاریخ : یکشنبه 30 شهریور 1393

زن وشوهری به باغ وحش رفتند
میمون نری را مشاهده کردند که با جفتش عشقبازی میکرد
زن به شوهر گفت: چه رابطه دوستانه و عاشقانه ای.
سپس به قفس شیرها رفتند

سپس به قفس شیر ها رفتند
شیر نر را دیدند که آرام و با فاصله اندک از جفتش نشسته بود
زن به شوهر گفت: چه رابطه اندوه باری.
مرد گفت: این بطری رابه سمت جفت نر بینداز
زن شیشه را به طرف شیر ماده انداخت
شیر نر فوری بلند شد و بخاطر دفاع از چفتش با سروصدای زیاد خود را سپر او کرد

اما هنگامی که بطری را به سمت میمون ماده انداخت میمون نر از جفتش فاصله گرفت و به کناری دوید تا بطری به او نخورد
مرد گفت: عزیزم نباید احساسات دروغین و ضاهری مردم تو را بفریبد
برخی انسانها هستند که با احساسات دورغین انسانها را می فریبند
نباید فریب ظاهرنمایی آنان را خورد
وبرخی انسانها هم از باطن و عمق وجودشان افراد را دوست دارند چه بسا هنر ظاهرسازی را ندارند
در این دوره زمانه میمون صفتان چه بسیارند و شیر صفتان اندک

ارسال توسط رها
آرشیو مطالب
نظر سنجی
محبوب ترین وبلاگ دنیا کدام وبلاگ است؟




صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی